پدرم از من پرسید،این همه مدت که تو دانشگاه بودی چی یاد گرفتی؟
گفتم؛دروغ گفتن،غیبت کردن،تهمت زدن،مسخره کردن،زیراب زدن
گفت؛چی فهمیدی از اینا؟
گفتم با غیبت کردن خودشونو عزیز می کنن
کسایی رو که چشم دیدنشونو ندارن مسخره می کنن
با دورویی دوست زیادی پیدا می کنند
و ظاهر خودشونو زیبا می کنند همونقدر که درونشونو پلید می کنند
و انگار بد بودن خیلی بهتره چون همه تازه که بد شدی باهات خوب میشن انگار منتظر بودن که مطمئن بشی تو هم مثلشون گرگی
پدرم خندید.انگار چیز ایی رو که فهمیده بودمو خیلی بهتر از من می دونست و من مثله یه بچه کوچیک در مقابل تجربه هاش بودم
گفت حالا اگه خوب باشی خوبی
ویتامین ث...ما را در سایت ویتامین ث دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 92